| X Close | ||


اگر به چیزی معتقد نباشی، هر چند هم سعی کنی که تظاهر کنی، بالاخره یک جایی اشتباه میکنی و ذات و جوهرهی واقعی خودت رو نشون میدی که گفتهاند: «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / بازجوید روزگار وصل خویش» به عنوان مثال اگر به آزادی معتقد نباشی، مخالفینت رو شکنجه میدی؛ به دموکراسی معتقد نباشی در انتخابات تقلب میکنی؛ به حقوق بشر پایبند نباشی مردم رو تو خیابون به خاک و خون میکشی؛ هر چند که بارها خودت رو طرفدار و حافظ آزادی و دموکراسی و انسانیت معرفی کرده باشی.
در مورد اعتقاد به برابری زن و مرد هم همینطوره. خیلیها دم از اعتقاد به این امر میزنند، اما واقعاً چنین باوری ندارند و زن رو وسیلهای در حد جاروبرقی و ماشین لباشویی و ظرفشویی و جوجهکشی میدونند. نمونهاش انتخاب دو وزیر زن بود، جایی که مجری خبر ساعت 14 میپرسه: «آیا وزیر زن دیگهای در کابینه خواهد بود؟» و آقا جواب میده: «بله، یه دونه دیگه هست.» من تا یادم میاد واحد شمارش انسان، نفر بوده و هست. البته وقتی زن رو جزو انسان - یا حداقل انسانی در حد و اندازهی مرد - ندونی، دیگه ابایی نداری که زن رو همردیف کالا نشون بدی و از «دونه» برای شمارشش استفاده کنی؛ مثلاً گرفتن اینکه آقا پسرا قبل از ازدواج دائم با یه چندتا دونه خانم ازدواج موقت بکنند، یا اینکه به بهانهی قانون حمایت از خانواده، راه رو واسه گرفتن دو سه دونه خانم دیگه برای آقایون هموار کنند.
به من نگو که این اشتباه لپی بوده، چون هر وقت اینجوری فکر کردیم، یه مدت بعدش متوجه شدیم که این اشتباهات لپی، از باورهای قلبی این آقاست.
پینوشت اول: به عقیدهی مارکس هر واقعهای در تاریخ دوباره تکرار میشه، منتها بار اول یک تراژدی دردناکه و بار دوم یک کمدی احمقانه. این فایل PDF در مورد دادگاههای نمایشی استالین، دیکتاتور روسی است. بخوانید و به دنبال کمدی احمقانهش بگردید.
پینوشت دوم: تلفن همراه شما در واقع جاسوس همراه شماست. این مطلب رو در مورد تلفنهای همراه بخونید تا بتونید تاحد زیادی از شنود مکالماتتون جلوگیری کنید. لطفاً این فایل رو از طریق ایمیل برای دیگران ارسال کنید.
پینوشت سوم: این اون مطلبیه که به خاطرش «اعتماد ملی توقیف شد».
پینوشت چهارم: این هم مطلبی است در مورد شکنجه.
آخ جان، به زودی لیگبرتر و لالیگا شروع میشه. درسته که تیوی ضد مردمی تحریمه، اما خدا اینترنت رو که ازمون نگرفته؛ از یوتیوبجان خلاصه بازیهای قشنگ رو دانلود میکنیم. اخبار رو هم از این ور و اون ور میگیریم.
پریروز مکهای داشتیم، هرچی به بابا و مامان گفتم نرین استقبالشون، میمیرین! به خرجشون نرفت که نرفت. خلاصه اگه میخواهید آنفولانزای نوع A بگیرید، همین اولش که دارو فراوونه بگیرید، که دولت نهم بیکفایتتر از این حرفهاست که دارو واسه ملت جور کنه. بدش هم نمیاد از هفتاد و اندی میلیون جمعیت، فقط اندیش باقی بمونه!
مصطفی و زینب عزیزم هم جمعه عقد کردند (من و مصطفی 12 ساله که رفیقیم). ایشالله خوشبخت باشن و به پای هم پیر بشن. البته یکی از معجزات معجزهی هزارهی سوم، اینه که عسل هم در دورهی ایشان با زهر آمیخته است. این لینک رو نگاه کنید تا منظورم رو بهتر متوجه بشید.
شعر زیر با عنوان «همه جا پاییز است» از سرودههای مرحوم مهدی سهیلی رو به احترام تمام مردان و زنان سبز سرزمینمان ایران، برای این پست انتخاب کردم:
من درختی بودم
پای تا سر همه سبز
همه سرسبز امید
همه سرمست بهار
که به هرشاخهی من نغمهی فروردین بود
و به امداد سبکپویه نسیمی ناگاه
برگ برگم همه را مشگر صحرا بودند
بزم ما رنگین بود
در شبان مهتاب
در دل حجلهی دشت
بوسه میزد بلبم دختر ماه
مست میکرد مرا نغمهی رود
موج میزد به دلم شوق گناه
دختر پاک نسیم
پای تا سر همه لطف
با تنی عطرآگین
بود هنگام سحر گرم همآغوشی من
میشد از لذت آن کام، سراپای وجودم فریاد
بند بندم همه شوق
برگ برگم همه شاد.
وای، اندوه اندوه
آن درختم امروز
که به صحرای وجود
دست یغماگر طوفان زمان
جامهی سبز مرا غارت کرد
وآنچه ماندهاست برای تن من، عریانیست
منم و تفزده دستی که کویر است کویر
نه در آن نغمهی رودی است، نه آبادانیست
آن درختم، اما
نیستم مست بهار
یا که سرسبز امید
دیگر ای دامن دست
برگ برگ تن من، قاصد فروردین نیست
بزم ما رنگین نیست
دیرگاهیست که روشن نکند دختر ماه
دشت تاریک مرا
همهجا خاموشی است
وای تاریکی و تنهایی، دردانگیز است
چه شد آن شور بهار؟
چه شد آن گرمی عشق؟
همه جا پاییز است
کوه تا کوه به گرد سر من اندوه است
دشت تا دشت به پیش نگهم نومیدیست
سینهام از غم بیعشقی و بیهمنفسی لبریز است
دختر پاک نسیمی که همآغوشم بود
در دل دشت گریخت
برگهایی که مرا برگ امیدی بودند
دانه دانه همه ریخت
اینک اینک منم و دامن دشتی خاموش
اینک اینک منم و هیزم خشکی بیشود
شاخههایم همه چون دست دعا سوی خداست
کای خدا آتش سوزنده و ویرانگر تو
در همه دشت، کجاست؟

از این جلسهی اخیر بیدادگاه محاکمهی خائنان به دولت و نظام (و صد البته مردم!) ما چند نکته دستگیرمان شد، که گفتیم بگوییم تا شما هم دستگیرتان شود:
1. تمام مدرسین دانشگاه جاسوس انگلیس هستند چون همگی حداقل یکبار آزمون تافل و تولیمو و ILETS دادهاند. البته ما شاید خودمان هم جاسوس انگلیس بودهایم، یادمان میآید از دوم راهنمایی تا پیشدانشگاهی هر سال از ما آزمون زبان انگلیسی به عمل میآوردند و ما به طرز مشکوکی همگی را بالای 18 میشدیم.
2. گوگل و یاهو و اماسان و راپیدشر و یوتیوب و ... همگی فقط برای این راه افتادهاند که دولت وخیمهی ج.ا.ا از نوع نهم و همچنین دهم را چپه کنند.
3. ما فکر میکردیم سرویسهای جاسوسی و اطلاعاتی خیلی مخوفند، اما حالا فهمیدیم خیلی بچه باحالن، به طوری که اطلاعاتشان را در facebook منتشر میکنند.
4. مابقی را هم خودتان از اینجا بدانلودید.
پینوشت شعاری: خاتمی دوستت داریم، وحشتناک!
پینوشت شعوری: همین یه ماه پیش بود که حزب کمونیست چین نسلکشی مسلمانان در چین رو راه انداخته بود. اما ببینید عذاب خدا رو: رانش زمین و سیل، 5 میلیون آواره، یک میلیون جابجا شده، صدها تن کشته و مفقود. انشالله به زودی این عذاب دامن اونهایی رو که با سکوتشون مهر تأیید به این جنایت زدند رو هم میگیره.
پینوشت بیشعوری: دیگه دست از پا خطا نکرد و من هم نترکیدم! شما هم بیخیال ماجرا بشین (ندایی از غیب: بترکی بیمزه)